یلدا واولین روزهای پنج ماهگی
سلام سلام صد تا سلام گل دخترم آبنباتم جیگمل مامااااااااااااااااااان 
قربونت برم الهی 
23 فروردین چهار ماهت تموم شد و تو اولین روزهای پنج ماهگی بسر میبری خوشگل مامان

از حمام کردن حسابی لذت میبری اما از لباس پوشیدن آخرش بدت میاد 

با دستات سعی میکنی هر چیزی که نزدیکت باشه بگیری
همون روز اول دمر شدی و حسابی غافلگیرمون کردی دخترم
کوچکترین صدا توجهت رو جلب میکنی و تمرکز میکنی و خوب گوش میدی 

تلویزیون تماشا میکنی و انگار فرق برنامه ها رو متوجه شدی از بعضیا خوشت میاد و نیگا میکنی ار بعضیا نه 
بیرون رفتن رو دوست داری
قبلنا وقتی سوار ماشین میشدیم بهونه ی شیر میگرفتی و بعدش بلافاصله میخوابیدی اما حالا تا میگم یلدا رو ببریم ددر فورا میخندی و کلی ذوق میکنی و تو ماشین هم تلاش میکنی رو دستم بشینی و بیرون رو تماشا کنی گل مامان
گاهی هم به دست بابا نیگا میکنی که چطور با دنده و فرمون بازی میکنه 
فکر کنم راننده ی خوبی بشی
افراد جدید رو که میبینی خوب به صورتشون نیگا میکنی و اونایی رو هم که میشناسی با دیدنشون شکلکهایی رو که برات درمیارن براشون تکرار میکنی و اونا هم کلی برات ذوق میکنن
وقتی لباسم رو عوض میکنم فورا متوجه میشی و به اون خیره میشی یه صدا درمیاری و میخندی فک کنم یعنی مامانی این بهت میاد
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ زندگی
این رو هم متوجه شدی که بابا یه وقتهایی از روز خونه نیست و تقریبا زمان برگشتنش رو متوجه شدی چون از اون که بگذره شروع میکنی بهونه گرفتن وقتی بابا میاد کلی جیغ میزنی و دست و پا تا بلندت کنم و ببرمت دم در اونوقت بابایی زودی بغلت کنه
اگه یه کم دیرتر بغلت کنه قهر میکنی و نیگاشم نمیکنی
وووووووووووووووووووی
عزیز مامان ایشالا خدا بهت همیشه سلامتی بده و ما هم شاهد بزرگ شدنت باشیم
خدایا شکرت هزاران مرتبه شکر بابت این نعمت بزرگ



یلدا واولین روزهای پنج ماهگی
